• مشاهده جزییات


    1394/05/25
    نامه روز دختر
     

    << به نام او...

    میگن آدما شبیه قصه‌ها و افسانه‌های کودکی شون هستن پس شاید وضعیت امروز جامعه‌ی ما پیش بینی شده بوده!!! قهرمانای دوران کودکی ما کیا بودن؟ یادته؟! سیندرلا، زیبای خفته، سفیدبرفی و... نقطه مشترک همه‌ی این به ظاهر قهرمان‌ها یکی بود...زیبایی...پس نباید تعجب کنیم که کشورمون نرخ بالایی در جراح زیبایی داشته باشه. ازحرفم اشتباه برداشت نکنید من نمی‌گم زیبایی خوب نیست اتفاقا همه‌ی انسان‌ها میل طبیعی به زیبایی دارند اما الان زیبایی شده تنها محور زندگی دخترای ما. تو تمام قصه‌های کودکی ما دخترا آخرش خوشبخت میشن اما چجوری؟! یهویی یک شاهزاده وارد میشه و خوشبختشون میکنه. درنگاه اول یک قصه‌ی ساده است اما عمیق تر که نگاه می‌کنیم می‌فهمیم چرا الان دخترامون یه گوشه نشستن منتظر کسی که بیاد و زندگی شون رو زیبا کنه و صد افسوس که هیچ وقت هیچ کس به این دخترا نگفت که همه‌ی آدما باید برای خوشبختیشون زحمت بکشند و هیچ کس یک شبه به خوشبختی حقیقی نمی‌رسه...

    چقدر تلخ، الان حرف دکتر شریعتی رو می‌فهمم که سال ها پیش هشدار چنین روزهایی رو به ما داده بود و ما چقدر بی تفاوت از کنار حرف هاشون رد شدیم و به هر فیلم تبلیغاتی اجازه‌ی ورود به خانه هامون دادیم و تنها یک تصویر از دختر و زن خوشبخت اروپایی ساختیم.

    چه خوب می گفت دکتر:))فقط بعضی از زنان اروپایی هستند که ما حق داریم آنها رابشناسیم.آنهایی را که فیلم‌ها و مجله‌ها و رمان‌ها به ما نشان میدهند و به عنوان تیپ کلی زن اروپاییبه ما میشناسانند.حق نداریم آن دختر اروپایی را بشناسیم که از 16 سالگی به صحرای نوبی به آفریقا به صحرای الجزایر به استرالیا می رود، تمام عمرش را در محیط وحشت و خطر و بیماری و مرگ و قبایل وحشی میگذراند و شب و روز در جوانی و پیری درباره ی امواجشاخک‌های مورچه تحقیق می‌کند و چون عمر را به پایان می برد دخترش کار و فکر او را دنبال می کند. این نسل دوم زن اروپایی در سن50 به فرانسه باز می گردد و در دانشگاه می گوید:من سخن گفتن مورچه را کشف کرده‌ام. حق نداریم مادام (گواشن) را بشناسیم که تمام عمر را صرف کرد تا ریشه ی افکار و مسائل فلسفی حکمت بوعلی و ابن رشد و ملاصدرا و حاجی ملاهادی سبزواری (آیا این افراد را می شناسید؟؟) را در فلسفه ی یونان و آثار ارسطو پیدا کرد و با هم مقایسه نمود، آنچه حکمای ما بد ترجمه کرده اند را تصحیح نمود.حق نداریم (رزانس دولا شاپل)را بشناسیم، دختری آزاد و مرفه سوئدی نژاد کهدور از جو فرهنگی اسلام و زمینه ی تربیتی شیعی زندگیش را وقف شناخت آن روحی کرد که در اندام اسلام مجهول ماند... او بیش از برخی علمای اسلام و حتی شیعیان و کباده کشان ولایت علی را شناخت.ما حق نداریم دوشیزه (میشن) را بشناسیم که در اشغال پاریس از سنگر نهضت مقاومت فرانسه ضربه‌ها به ارتش هیتلری زد وبا اینکه خود یهودی بود انسانیت و آزادی را در اوجی می فهمید که بعدها در صف فداییان فلسطینیعلیه صهیونیسمجنگید. شما نمی‌شناسید دخترانی را که در کتابخانه ها بر روی نسخه های قرنهای چهارده و پانزده اروپا و الواحی که از2500تا سه هزار سال پیش در چین پیدا شده یا روی نسخه ای از قرآن، نسخه هایی از کتب خطی لاتین و یونانی و میخی و سانسکریت از صبح تا شب خم می شوند بی انکه تکانی بخورند و چشم به این سو آن سومی‌دوانند و تا کتابدار کتاب را نمی گیرد و عذرشان را نمی خواهد سرشان از روی کتاب برداشته نمی شود.))

    دکتر شریعتی دختران و زنان اروپایی بهتری را به ما شناساند و الان من با ادبیات او ادامه می‌دهم که چرا (ژاندارک) دخترک چوپانی که سلطنت را به فرانسه بازگرداند در سرتاسر اروپا نماد آزادی‌ خواهی ست و ما با 2500 سال تمدن ساکت مانده‌ایم. ما فراموش کردیم رسالت دختران و زنان مهم تر از دیدن سریال و به اشتراک گذاشتن مطالب هجو در شبکه‌های اجتماعی ست. ما الگو داریم، ما بهترین و موفق ترین زنان را در کشورمان از یاد برده‌ایم... ما در دینمان بانوی آزادی خواهی چون زینب (س) داریم که زیباترین و سوزناک ترین خطبه را با شجاعت مقابل یزید و سردارانش خواند. ما از کشورمان سیمین دانشور را داریم پروین اعتصامی، پردیس ثابتی، مریم میرزاخانی... شما نمی‌شناسید آن بانوی ایرانی را که خبرنگار جنگی بود و در زمان محاصره‌ی بیروت شجاعانه با صهیونیست‌ها جنگید.

    میرم سراغ ادبیات خودم، من امروز برای تو نوشتم که اون تصویری که از دختر و زن داشتی پاک کنی و بدونی نیرویی که در وجود توئه برای شکستن سد نتوانستن هاست، امروز برای تو نوشتم تا بدونی که من وتو نفرات بعدی هستیم که میتونیم اسممون رو در تاریخ جاودانه کنیم. ازت می‌خوام نشون بدی دختر بودن ضعیف بودن نیست چون خوب میدونی روح قوی تو برای ساختن زیباترین دنیاست. زیباترین آفرینش پروردگار روزت مبارک.

     

    ملیکا ابراهیمی

    پ.ن: سخنان دکتر شریعتی برگرفته از کتاب (( فاطمه فاطمه است)) می‌باشد.

     

     

     
     
    بازگشت