کتاب «من مضطرب» به این موضوع میپردازد که چه رفتارهایی منشأ تولید اضطراب هستند و آنها را تشدید میکنند.
در پایان این کتاب، راهکارهایی برای زندگی بهتر در دنیایی پر از اضطراب و استرس ارائه میشود و بخش پایانی کتاب پیشنهادهایی مطرح میکند که باعث بهبود کیفیت زندگی ما میشود. در نهایت میتوانیم با آرامش بیشتر و ناراحتی کمتری زندگی کنیم

بخشی از کتاب من مضطرب
تمرکز بر افکار
پیش از این دیدیم که چگونه احساسات، رفتار و افکار ما در تعامل دائمی با هم هستند. افکار ما معمولاً بر رفتارهایمان اثر میگذارند. ما فکر میکنیم که آنها نیروی محرّک اعمالمان هستند و بسیار تمایل داریم که به درست بودن آنها افتخار کنیم. در فلسفه دکارتی، ما خواستار درک و دریافت دنیا از خلال منشور منطق هستیم (که معمولاً آن را با هوش و بصیرت اشتباه میگیریم). آگاهی داشتن از هستی و وجود خود باعث میشود که افکارمان را دلیل هستی خود بدانیم؛ این همان جمله معروف دکارت است: «من فکر میکنم، پس هستم.» اما دکارت در فلسفه خود برای پرهیز از افتادن در دام غرور و صرفاً تکیه بر حسهای خودمان در درک اشیا و چیزها، از شک و تردید هم صحبت میکند. با این وجود، شک دکارتی در نهایت به بنیان نهادن حقیقت منجر میشود.

ثبت دیدگاه