جان گاتمن در این کتاب، ضمن به چالش کشیدن برخی اسطورهها و نظریههای متداول دربارهی «آناتومی درگیری زن و شوهرها»، به بررسی علل و فرایند موفقیت و شکست ازدواجها از منظر زوجدرمانی با رویکرد گاتمن (GMCT) میپردازد و تصویری روشن از ساختار و فرایند انجام مداخلات درمانی بر روی زوجهای آشفته ارائه میدهد.
در ادامه، به کالبدشکافی و نحوهی پیادهسازی برخی اهداف مهم درمانی از جمله تقویت عاطفهی مثبت در خلال درگیری و لحظات بدون درگیری، همچنین مدیریت و مهار عاطفهی منفی در هنگام درگیری، ایجاد هماهنگیهای فراهیجانی، خلق نظام معانی مشترک و… بر اساس رویکرد زوجدرمانی گاتمن میپردازد.
این کتاب در نوع خود اثری کمنظیر است و با امید و اطمینان، مطالعهی آن برای جامعهی روانشناسی و مشاوره، بهویژه زوجدرمانگران، مشاوران خانواده، روانپزشکان و مددکاران اجتماعی بسیار سودمند خواهد بود.
برشی از کتاب زوج درمانی با رویکرد گاتمن :
افراد نسبت به احساسات و هیجاناتشان واکنشهای هیجانی نشان میدهند.
ما در قالب یکرشته مطالعات، «فراهیجانات» یا نحوهی احساس و هیجان افراد نسبت به احساسات و هیجاناتشان را مورد بررسی قرار دادیم. با استفاده از «مصاحبهی فراهیجانی»، تاریخچهی افراد در ارتباط با هیجانات خاص، احساسات آنها نسبت به داشتن این هیجانات و مواجه شدن با این هیجانات در دیگران و همچنین فلسفهی عمومی آنها دربارهی شناسایی و ابراز هیجانی را مورد مطالعه قرار دادیم.
من و کاتز (۱۹۹۴) بر روی رابطهی والد–فرزندی تمرکز کردیم. ناهَم (۲۰۰۰) پژوهش بر روی موضوع والد–فرزندی را به بافت میانفرهنگی گسترش داد، که خانوادههای آمریکایی–کرهای را با خانوادههای آمریکایی–اروپایی مقایسه میکرد. یوشیموتو (۲۰۰۵) بر روی موضوع «فراهیجان» در روابط زن و شوهرها تمرکز کرد. نتایج بهدستآمده بسیار پیچیده بود. بهعنوان نمونه، مردم نسبت به «خشم» فراهیجاناتِ منفی دارند، اما معمولاً نسبت به «غم» فراهیجاناتِ منفی ندارند. «مصاحبهی فراهیجانی» بعدها به ابزاری بسیار سودمند برای درمانگران تبدیل شد.


ثبت دیدگاه