تغییر ناگهانی هیجانهای کودک ناراحتکننده است. اختلالات خلقی، مانند افسردگی بالینی و اختلال دوقطبی، زمانی که کودکان در حال شناختن و مدیریت هیجانهای طبیعی خود هستند روی میدهد و آنها را با کشمکش هیجانی شدید در زندگی خود روبهرو میکند. بخش بزرگی از رشد انسان به این اختصاص دارد که چگونه با زندگی کنار بیاییم و نگذاریم که هیجانها بر ما تأثیر بگذارند. بنابراین، از کودک دچار اختلال خلقی، چیزی خواسته میشود که بسیاری از بزرگسالان نیز بهراحتی نمیتوانند آن را مدیریت کنند.

بخشی از کتاب یکصد پرسش و پاسخ درباره اختلال افسردگی یا دوقطبی کودکان
کودک من اختلال یادگیری دارد. آیا این، علت افسردگی او است؟
اختلال یادگیری (مثلاً در ریاضی، خواندن و غیره)، معمولاً بهتنهایی نمیتواند علت افسردگی باشد. اما مشکلات مختلف همراه با اختلال یادگیری، ناکامی مداوم، شرمندگی یا دلسردی، میتواند موجب تأثیر منفی بر حس توانایی در انجام کار، اعتماد بهنفس پایین و احساس منفی کودک در بین دیگر همسالان شود.
وقتی که فعالیت تحصیلی کودکی مورد ارزیابی قرار میگیرد، وجود ناتوانی یادگیری میتواند موجب مقدار زیاد استرس و سرخوردگی او شود.
اگر کودکی هر روز در مدرسه، در زمینه آنچه کودکان دیگر بدون کوشش زیاد انجام میدهند، مشکل دارد، او ممکن است این احساس شکست در مدرسه را به سایر مسائل زندگی تعمیم دهد. او ممکن است احساس کند که بیارزش است و نمیتواند هیچ کاری را بهدرستی انجام دهد.

ثبت دیدگاه