ما تبدیل به کارآگاهان جنایی و بازرسهای خبرهای میشویم که میتوانیم صداقت دیگران را ارزیابی کنیم.
ما از طریق شناسایی تیپهای شخصیتی، حرکات بدن، جهت نگاهها، شیوه بیان، ساختار و جملهبندی و واژگان، حرکات غیرارادی و نامحسوس بدن و دقت در جزئیاتی از این دست، به چنین موفقیتی دست مییابیم.
هرچند نباید فراموش کنیم که تنها خواندن این کتاب کافی نیست و تسلط بر دانستههای کتاب با تمرینهایی که در هر فصل گفته شده ممکن میشود.
خواندن این کتاب سرنخهایی از رفتار دیگران به ما میدهد که ما را به کشف حقیقت میرساند.

بخشی از کتاب چگونه دیگران را روانکاوی کنیم ؟
دروغ های کاملاٌ ساختگی
من زمانی که یاد میگیریم دیگران را فریب دهیم، شبکهای از تارهای درهم تنیده را با هم میبافیم. البته ممکن است این عبارت کاملاً حقیقت نداشته باشد. وقتی کسی سعی میکند شما را فریب دهد، در واقع در حال بافتن تارهای پیچیده و درهمی است که با کشیدن یکی از این تارها، سرنخ ماجرا را کشف خواهید کرد.
در زمان گفتوگوی زنگ خطر به صدا در میآید و چیزی غیرمعمول درباره فرد مقابل حس میکنید. احتمالاً ناخودآگاه به برخی از نشانههای دروغ پی بردهاید.
دقت کنید و مشاهدهگر باشید؛ ببینید چه چیزی در طرف مقابل واکنش ایجاد میکند، سپس همان تار را بکشید و ببینید چه چیزهایی از هم شکافته میشود.

ثبت دیدگاه